من از روز ازل، ديوانه بودم
ديوانه روي تو، سرگشته  کوي تو
سرخوش از باده ي، مستانه بودم
در عشق و مستي، افسانه بودم
* * *
نالان از تو شد چنگ و عود من
تار موي تو، تار و پود من
* * *
بي باده مدهوشم  ~   ساغر نوشم  ~   ز چشمه نوش تو
مستي دهد ما را  ~   گل رخسارا!  ~   بهار آغوش تو
چو به ما نگري  ~   غم دل ببري  ~   کز باده نوشين تري
* * *
سوزم همچون گل، از سوداي دل
دل، رسواي تو، من رسواي دل
* * *
گرچه به خاک و خون  ~   کشيدي مرا  ~   روزي که ديدي مرا
باز آ که در شام غمم  ~   صبح اميدي مرا  ~   صبح اميدي مرا

خواننده : استاد غلامحسين بنان
 آهنگساز : مرتضي محجوبي
 شاعر : رهي معيري
دستگاه : سه گاه
 سال آفرينش : 1337