مهتاب آسمونم،
چیزی غیر از شعر فروغ اینطور پر از عشق و هم آغوشی نیست. می دونم که چقدر دوست داری، پس برای تو می خونمش، آهسته تو گوش ت نجوا می کنم. می بوسمت و می خواهمت. آغوشت می گیرم و غرق می شم تو عطر تنت.
معبودم، معشوقم، آرزوی من، می خوامت.
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 22:35 توسط سپهر
|