شايعاتی رسيده از جبهه ـ از دهان ِ لب ِ سخن چينت ـ
نقشه ی ضد ِ حمله ای دارد ، مثل اينکه لب ِ دهن ْ بينت

پيش از اين هم صراحتاً گفتم ـ محض آگاهی ات ـ کمين نزنی
عاقبت در کمينت افتادم پشت ِ پرچين ِ چين و ماچينت
 
عرض کردم دوباره طرحی را  بر اساس ِتفاهم ِ بين ِ
عرض ِ اندام و طول ِ دستانم ، طول ِ اندام و عرض ِ پاچينت

امر ِ پيراهنت اگر باشد ، دست بر سينه  خدمتت برسم
جان ِ چشم ِ تفنگ بر دوشت ، جان ِ مين های مست ِ سيمينت

مخلصت گفته  کتباً و رسما ً خدمتت " توبه نامه "هايش را
از طريق اشاره ، تلويحا ً  بعد از آن حمله های سنگينت

از تک و پاتکت نمی ترسم ، بارها گفته ام که می ترسم :
از لب ِ حقه باز ِ دل گيرت ، از دل ِ ناکس ِ دهن بينت*

سازمان ملل کجايی تو  تا بدانی که بی اثر مانده
الغرض : خطبه های منشورت ، فی المثل : نامه های رنگينت



راستی ! رسما ً و شفاهاً هم ، گفته ام بارها وُ می گويم :
از گلوله خوشم نمی آيد ، بوسه می خواهم از تبرزينت

 

پیام سیستانی