5
درست ۵ ماه پیش رو به یاد میارم.
۵ ماهه که ندیدمت.
یادم میاد که چسبیده بودم به شیشه و دور شدنت رو نگاه می کردم.
قلبم چنگ میشه، نفسم تنگ میشه از یادش.
و تو نیستی که ببینمت.
دوری از تو منو میکشه بالاخره مهتاب.
تمام هستی ام تویی مهتاب.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 22:59 توسط سپهر
|