درنگاهت رنگ آرامش نمايان مي شود
آه مي ترسم كه دارد بازطوفان مي شود
آرزوهايم همين كاخي كه برپا كرده ام
زيرآن طوفان سنگين سخت ويران مي شود
خوب مي دانم كه يك شب درطلسم دست تو
دامن پرهيزمن تسليم شيطان مي شود
آنچه ازسيماي من پيداست غيرازدرد نيست
گرچه گاهي پشت يك لبخند پنهان مي شود
عاقبت يك روزمي بيني كه درميدان شهر
يك نفرباخاطراتش تيرباران مي شود
محمد سلمانی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۶ ساعت 11:3 توسط مهتاب
|