بپوشانم با عشق...
برهنه ام
بپوشانم با عشق
شهری خالی ام
پرم کن از ازدحام
برگی خشکم
در آخر زمستان
بلرزانم از آواز پرنده ای
سرشارم کن
از شادی
بگو به باد
برقصد زیر دامنم
تا بریزد
از انگشتانم پروانه ها
می خواهم تنت
ننوی خوابم شود
تا غرق شوم
در موج دستانت
برهنه ام
بپوشانم با عشق.........
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر ۱۳۸۶ ساعت 9:25 توسط مهتاب
|