آخر شب
مهتابم
الان کارم تموم شد، دارم میرم خونه، خسته و تنها، کاش الان میشد بیام پیش تو، آغوشم بگیری و همه خستگی روز رو از جونم با بوسه هات بیرون کنی. عطر نفست زنده ام کنه، سر بزارم رو سینه ات و برم تو دنیایی دیگه.
دوستت دارم مهتابم
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۸۵ ساعت 21:56 توسط سپهر
|