فراق
سخت است فراق عزیز وتنها ماندن
سخت است بر جای ماندن و راکد زندگی کردن
همچون چشمه خشکیده و مقروض
بی او زندگی را در جام لحظه ها تهی می کنم
و صورتم از تلخی آن در خود می تکد
بی او زندگی را در فریاد بی صدا تجربه می کنم
و روحم آواز رفتن بر لب دارد
سخت است بر جای ماندن و راکد زندگی کردن
همچون چشمه خشکیده و مقروض
بی او زندگی را در جام لحظه ها تهی می کنم
و صورتم از تلخی آن در خود می تکد
بی او زندگی را در فریاد بی صدا تجربه می کنم
و روحم آواز رفتن بر لب دارد
وفریادم
در فضای خالی از صدا می ما ند
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۵ ساعت 21:56 توسط سپهر
|