آشفته
مهتابم
این روزها ضربان قلب من به ندرت به نرمال می رسه، نمی تونم نفس بکشم. چی میشه تا لحظه دیدنت؟ مهتابم، آشفته و مضطربم. هیچ کاری نمی تون بکنم. دعا کن به خیر بگذرونم این چند روز و تا بیام کنارت.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم دی ۱۳۸۵ ساعت 21:54 توسط سپهر
|