آبيتر از نگاه تو پيدا نميشود
دريا بدون چشم تو معنا نميشود
تو آنقدر بزرگي و عاشق كه وصف تو
در شعر ناسروده من جا نميشود
در انتظار تو. به كه بايد پناه برد
وقتي كه پلك پنجرهها وا نميشود
اين آسمان شبزده اين لحظههاي تار
در غيبت حضور تو فردا نميشود
بغضي كه راه حنجرهام را گرفته است
جز با حضور چشم تو دريا نميشود
دريا بدون چشم تو معنا نميشود
تو آنقدر بزرگي و عاشق كه وصف تو
در شعر ناسروده من جا نميشود
در انتظار تو. به كه بايد پناه برد
وقتي كه پلك پنجرهها وا نميشود
اين آسمان شبزده اين لحظههاي تار
در غيبت حضور تو فردا نميشود
بغضي كه راه حنجرهام را گرفته است
جز با حضور چشم تو دريا نميشود
محبوبه بزم آرا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۵ ساعت 18:15 توسط سپهر
|